log
web. ورود به سیستم
اسم. لگاریتم کنده کارنامه سرعت سنجکشتی صورت عملیات سفرنامهکشتی گزارش سفرنامه کشتی گزارش سفر هواپیما قطعهای از درخت که اره نشده
فعل. ثبت کردن وقایع کندن کنده درخت در سفرنامه وارد کردن
ترجمه های دیگر
اسم
لگاریتم
log, logarithm, logarithm, mantissa
کنده
log, block, chump, timber, clog, stub
کارنامه
workbook, log, logarithm
سرعت سنجکشتی
chip log, log
صورت عملیات
log, logarithm
سفرنامهکشتی
log
گزارش سفرنامه کشتی
log, logarithm
گزارش سفر هواپیما
log, logarithm
قطعهای از درخت که اره نشده
log, logarithm
فعل
ثبت کردن وقایع
log
کندن کنده درخت
log, logarithm
در سفرنامه وارد کردن
log, logarithm
نمونه جملات
Tatoeba has no "Log Out" button.
Put another log in the fireplace.
The log floated down the river.
Tom tossed another log on the fire.
Tom put another log on the fire.